الشيخ محمد جواد الخراساني
281
مهدى منتظر (عج) (فارسى)
در « ملاحم و فتن » از امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : « پس مهدى با لشكر خود حركت كند تا اينكه به وادى فتنهها برسد ( كوفه ) پس حسنى با دوازده هزار به او ملحق شود ( معلوم مىشود بقيه از لشكر او نيست ) به آن حضرت بگويد : من سزاوارترم به اين امر از تو ، آن گاه مطالبهء علامت و دليل كند ، پس آن حضرت اشاره به پرندهاى كند كه در آسمان در پرواز است پس فرود آيد و بر دست او بنشيند و قضيب خود را به زمين فرو برد ، پس سبز شود و شاخه و برگ آورد پس حسنى لشكر خود را تسليم آن حضرت كند و خود در مقدمه لشكر او قرار گيرد . » « 1 » ممكن است بار ديگر حسنى نيز قضيب را بگيرد و از جهت امتحان و رفع اتهام سحر ، خودش بر سنگ سختى زند چنانكه حضرت صادق عليه السّلام فرمود : و همچنين نسبت به حيوانات مذكور ممكن است آثارى نشان دهد تا معلوم شود از پيغمبر است . مبارزه با لشكر سفيانى و شكست ايشان پس لشكر سفيانى و جمعى از مردم به سوى او از كوفه خارج شوند در روز چهارشنبه ، پس ايشان را دعوت كند و حق خود را بر ايشان بگويد و اينكه او مظلوم و مقهور گشته سپس بگويد : هركه با من محاجّه مىكند در خدا ، من اولى هستم به خدا ( بقيه مانند آنچه در هنگام بيعت گرفتن در مكّه گذشت ) . پس در جواب بگويند : از همانجا كه آمدهاى برگرد ما را احتياجى به تو نيست و اخبار شما به ما رسيد و شما را امتحان كرديم ، پس آن روز متفرق شوند بدون جنگ و چون روز جمعه شود دوباره برگردند و مردى از مسلمين كشته شود و به حضرت خبر دهند ، پس در آن وقت رايت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم را باز كند و ملائكهء بدر بر او احاطه كنند ، پس هنگام زوال باد فتح براى آن حضرت بوزد ، پس او و اصحابش بر ايشان حمله كنند و ايشان را بكشند و هزيمت دهند تا خانههاى كوفه و منادى آن حضرت ندا كند : آگاه باشيد هركس فرار كرد او را تعقيب نكنيد و هركس مجروح شد او را نكشيد ، پس با
--> ( 1 ) - التشريف بالمنن 295 ح 417 .